اشعار احمد یزدانی

شعله ورم باقیم ، سرد شوم نیستم

اشعار احمد یزدانی

شعله ورم باقیم ، سرد شوم نیستم

اشعار احمد یزدانی

متفاوت هستم ، احمد یزدانی
با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانی
اهل شعر و واژه ، جمله را میکاوم
گاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانی
جنس من از هجرت ،ره سپردن کارم
عاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانی
مثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائم
گریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانی
ساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکل
خاطراتی روشن ؛ سختی و آسانی
ایده آلم قُلّه ، رو به آنجا راهی
ظاهرم آرام است ،سینه ام طوفانی
میکنم با شعرم ؛ رو به فردا پرواز
هاله ای از احساس ؛ مثبت و نورانی
عاشقِ زیبائی ، مثل گل ،آزادی
نا امیدی محکوم ، کردمش زندانی .
(من احمد یزدانی و دبیر انجمن ادبی کوتوال هستم )

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

 

وعده

 

دادم به زن وبچّه ی خود وعده فراوان
گفتم سخن از زندگی راحت و آسان
از شادی و آسایششان گفته سخن ها
من دادِ سخن داده بعنوان پدرجان
اکنون شده ام پیرو نشد وعده محقّق
تقصیر من است ؟یا که وکیلان و بزرگان؟
آنان که مرا قبله ی جان بوده همیشه
ارباب شدند یکشبه مجّانی و ارزان
از جنس خواصند نه از مردم عادی
چون وارث ما بوده و ما ارث به آنان
از دست خیال خوش خود غرق عذابم
چوپان شده صیّادو همه طعمه ی چوپان
شرمنده ام از هموطنانی که فقیرند
از بس که دفاع کرده ام از وازَد میدان.
  • احمد یزدانی