کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیستم ابر که با گریه کنم تُرش رُخم****چشمه ام ،با دلِ صاف و لبِ خندان گریم .(احمدیزدانی)

کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیستم ابر که با گریه کنم تُرش رُخم****چشمه ام ،با دلِ صاف و لبِ خندان گریم .(احمدیزدانی)

کوتوال  (اشعار احمدیزدانی)

بنام خدا


تنگه ی واشی ام و گـــــردنه ی حیـــرانم

مستی نیمه شب و ذِکرِ سحـــرگاهــــانم

ناز دنیـــای بنـــــانم ، هنــــر فـــــرشچیان

شعــــر پروین و فـــــروغم، قــــدح قوچانم

غــــزل حافظــــــم و مثنـــــــوی مـــــولانا

تخت جمشیدم و چون گوشه ای از ایرانم

می خوری باده فروشم ، دل عاشق دارم

بنده ای منتظــــرم ، کـــولی سرگـــردانم

برج میـــلاد نگاهـــم به جهان انسانیست

کــــوتوالـــم من و از خِطّه ی کـــوهستانم

احمدیزدانی(کوتوال)

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱۸۸ مطلب توسط «احمد یزدانی» ثبت شده است

بوی بهمن آمدو خوشبو از آن
جان میهن با همه هم میهنان
از شمیم خاطراتش نسل ما
می برد لذّت فراوان ،عاشقان
بذل جان سخت است بذل هستی است
از شهیدان بذل شد بی منّت آن
در طی این سالها شد انقلاب
آبدیده ، همچنان آتشفشان
همرهش بالیده قد افراشتیم
در فرازو در فرود ای دوستان
سخت و طاقت سوز بودو پربلا
شد هزینه پای استقلالمان
رهزن راه بود شیطان بزرگ
ذلّه شد از پایمردیهایمان
در تمام عمر شاهان از وطن
قطعه ای را برده اند بیگانگان
جز زمانِ این نظام مردمی
مردمان چشمان بیدار زمان
یاد باد از همرهان پایدار
از شهیدان و تمام دوستان.
احمد یزدانی

  • احمد یزدانی

 

هُرمِ بلا تا به ثریّا رسید
شعله ی سوزان به دل ما رسید
بر تن کشور شده رخت سیاه
ناله به هر خانه زِ بخت سیاه
پرچم آتش همه جا در هوا
تابلوی هر کوی و خیابان عزا
کوهِ یقین گشته به شک مبتلا
روزنه ها بسته و غوغا به پا
همهمه ها از غم آتش نشان
ماتمِ دل ماتمِ آتش نشان
عاشق دلسوخته ی پاکباز
عشق به اثبات رسانده است باز
زد به دل آتش سوزنده تا
دست دعا برده به عرش عاشقان
از تهِ دل داد برآرند خدا
سرد کن آتش تو به آتش نشان.
احمد یزدانی

 

  • احمد یزدانی

 

بنام خدا
برای شهید مدافع حرم مهدی صابری که گوهری کم نظیر بود

مهربان بود و شوخ و جدّی بود
خواهرش گفت از خصال شهید
کمکم بود و همدم من بود
مادرش گفت از کمال شهید
داغ او آتشم کشید ، پدر
گفت از عزٌت و جلال شهید
پاکدامن ،رشیدو زیبا بود
بود اینها بیان حال شهید
مانده داغش به سینه یاران
سینه میسوزد از ملال شهید
مهدی صابری برای دفاع
رفت و شد نور بی زوال، شهید
#کوتوال

 

  • احمد یزدانی


شهر می ترسید از او ،او گفت ترساندی مرا

 

برده ام لذّت من از ترساندنِ آدم نما

 

چند روزی نوبتش شد پشت میزو کار خلق
 

مردم از دستش اسیر و کرده جان در شیشه ها
 

بوی مُردار است ساطع از مرام رشوه خوار
 

گرچه آنرا هدیه ای بشمارد از خلق خدا
 

دیده ام من کار و کِشتِ سُنّتی با گاو و خیش
 

چشم دیگر دید ابزار مدرنِ روز را
 

مثل انسان زمان حاضر اصلاً نوبر است
 

رفته انسانیّت انسان به قعرِ قهقرا
 

فصل پائیز است هنگامِ شمار جوجه ها
 

کاش باور بود حاکم ، دین نمیشد نخ نما.
 

https://t.me/ahmadyazdanyکوتوال

  • احمد یزدانی
درد خوبه ؟،چقدر؟ خدا تاکی؟
همه عمرم منم فقط با وی
هرچه را ای خدا بفرمائی ،
روی چشمم ،ولی کمی هم ، اِی
عشق و حال و صفا به ما برسان
عمرِ ما شد خدا به غم ها طی
#کوتوال_خندان 
  • احمد یزدانی
Image result for ‫هاشمی رفسنجانی‬‎
هوالوفا :
هاشمی ،ای امیرِ تابنده
ای کبیرِ سخی و سازنده
ای تو سردار نامی ایران
جنگِ مارا تو بوده فرمانده
گسترش در صنایعِ کشور
مستقل گشتن از پدرخوانده
صنعتِ نفت و گازو پالایش
از تو وابستگی شده رانده
ایده های بزرگ و طوفانی
خاطراتش برای ما مانده
در زمانِ خزانهِ خالی
مشکلات از تو بوده درمانده
مردِ میدان دانش و تدبیر
با سیاست وَ شیرِ غرّنده
حالیه میشود جفا بسیار
دشمنانت چو گرگِ درّنده
روبرو مخلصندو چاکر تو
در خفا بر خدا نیَند بنده
چون خدا داری و نگهبانست
می کُشد ، میکند خودش زنده
میشناسد تورا وَ قَدرِ تو را
ملّتِ باوفا وَ دل زنده
نازنین،  غم نخور چو صد با توست
حضرتِ رهبرِ تنابنده
رازِ مطلب در این جهان این است
نشوی بی هزینه ارزنده
میشود دید روبرو را ، که
ابرهای عبوس شد رانده
بر لب مردو زن در این کشور
می نشیند از اسم تو خنده
می رسد مرگ و شک ندارم من
بعد از آن میشوی تو پاینده
میکنم بعدِ مرگِ تو شعرم،
منتشر ، تا بماند از بنده .
احمد یزدانی
  • احمد یزدانی
زندگینامه آیت الله هاشمی رفسنجانی+تصویر
 از شبِ اوّل به روزِ انقلاب
دیدمت در متن تصویری به قاب
اوّلین روحانیِ در جامِ جم
خاطراتت مانده در دل بی نقاب
 
ایستادی سربلندو سرفراز
در زمان جنگ و هنگام نیاز
دستِ حق همراهِ تو سردارِ ما
کاروان در راه و ره راهی دراز
 
ساختی با همّتت این خانه را
کرده ای آباد بس ویرانه را
سدّ و راه و بندر از تو یادگار
آبرو دادی تو صاحبخانه را
 
بوده ای سردار در سازندگی
ایستادی در تمام زندگی
قبل و بعد از انقلابت انقلاب
تو نماد اعتدال و بندگی
 
یادگار زحمتت بوده نظام
داده ای با رنجِ خود بر آن قوام
نقشه ها بود از برای رنجشت
تو ولی هرگز نیفتادی به دام
 
استقامت را به ما آموختی
مثل شمعی در شب ما سوختی
مصلحت اندیش بودی ، با خِرد
لب برای حفظ کشور دوختی
 
احترام ملّت است دنبال تو
بوده در راه هدف اعمال تو
زندگی اینست ،یعنی عبرت است
می کند اعمال تو اجلال تو.
احمد یزدانی
  • احمد یزدانی

  • احمد یزدانی
 
ماه زیبای سرکشیده ز یاد
صوت داوودی قبیله ی باد
شورو گرمای صبح خاطره ها
نور شمع مسیر غارت باد
رنگ و بوی خوش توانستن
دست تا آسمان بلند ، فریاد
روشنائی در عمق تاریکی
در تحمّل و سوختن استاد
ای خداوندِگارِ چهچههِ ها
قدّ رعنایِ سَرو ، چون شمشاد
قاصدِ شادیِ زمانه سخت
روحِ آواز شور تا بیداد
میکنم از خدا گدائی ، تا
غمِ چشمان تو شود آزاد.
کوتوال
  • احمد یزدانی

عجب دنیای پر از رمزو رازی
عجب عشق و صفا دارد مجازی
زنی یک دکمه فوراً در یمینی
به آنی تو در آنسوی زمینی
ولی باید حواست جمع باشد
که تا مثل بلای جان نباشد
کسی که میخورد خرما نباید
بگوید خوردنش کس را نشاید
زمان اسب و خر دیگر تمام است
کنون دوران امواج رسام است
اگر آنروزگار آنجور بوده
وَ اوضاع همه ناجور بوده
بگورش رفت ،دیگر رفت برباد
از اینترنت شده دلهای ما شاد
خدایا قدرتی افزون به نت ده
بده سرعت به آن در شهرو هر ده
که اکنون رکنی از ارکان هستی است
به مغزِ حقّه بازان چوبدستی است

  • احمد یزدانی