کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیست انسان جز زبان و گفتگو.

کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیست انسان جز زبان و گفتگو.

کوتوال  (اشعار احمدیزدانی)

بنام خدا


تنگه ی واشی ام و گـــــردنه ی حیـــرانم

مستی نیمه شب و ذِکرِ سحـــرگاهــــانم

ناز دنیـــای بنـــــانم ، هنــــر فـــــرشچیان

شعــــر پروین و فـــــروغم، قــــدح قوچانم

غــــزل حافظــــــم و مثنـــــــوی مـــــولانا

تخت جمشیدم و چون گوشه ای از ایرانم

می خوری باده فروشم ، دل عاشق دارم

بنده ای منتظــــرم ، کـــولی سرگـــردانم

برج میـــلاد نگاهـــم به جهان انسانیست

کــــوتوالـــم من و از خِطّه ی کـــوهستانم

احمدیزدانی(کوتوال)

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱۸ مطلب با موضوع «دوبیتی ها» ثبت شده است

مردان خدا بوقت رفتن نورند
پیمان شکنان در این جهان در گورند
ایمان و عمل به عالمی ثابت کرد
وابستگی و شرافت از هم دورند.

  • احمد یزدانی

در لحظه ی مرگ کوه ایمان حججی
بی واهمه چون خیل شهیدان حججی
او محکم و قاتلش بخود میلرزید
بر خوان خدای خویش مهمان حججی
#بنیاد_امام_جواد_ع 

  • احمد یزدانی
بهتر است این زمین شود دریا 
از خجالت رَوَم به قعرش ، تا روزگار
بخورد مثل یونسم ماهی 
که نبینم ستم به انسان ها
  • احمد یزدانی

با یاد حسین زندگی باید کرد


در ساحت عشق بندگی باید کرد


اوجِ شرف و وفای عهد است عبّاس


در نوکریش دَوَندگی باید کرد🌷

  • احمد یزدانی

گه راضی و گه ز دست خود دلگیرم

یک چند جوان بوده و عمری پیرم

درگیر غم زمانه بودم همه عمر

یک نقطه و بیشمارها تعبیرم

https://telegram.me/ahmadyazdany

 

  • احمد یزدانی

با رایحه ی سلام من آمده ام
با عطر خوش کلام من آمده ام
بگشا درِ دل مرا پذیرا شو دوست
با خرمنی از پیام من آمده ام.
#کوتوال

 

  • احمد یزدانی

 

من که نفهمیده ام ، چیستم و کیستم ؟

گرچه تمامی عمر  ؛ سوختم و زیستم

آتش جانم به من گفت ، ببین سُرخیم ؛

شعله ورم باقیم ؛ سرد شَوَم نیستم.

#احمدیزدانی

  • احمد یزدانی

  • احمد یزدانی

از شعرِ تو برف آرزو می بارد

 

پائیزو بهار رنگ و بویت دارد

 

در معبرِ سبزِ واژه های سرخت

 

هرقافیه ای ، تورا ردیف انگارد

  • احمد یزدانی

گرگ است زمانه ، ما غزالیم ای وای

 

طعمه شده شادو بی خیالیم ای وای

 

زنجیر اگر به دست و پا بود چه خوب

 

زنجیری روزو ماه و سالیم ای وای

  • احمد یزدانی