کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیست انسان جز زبان و گفتگو.

کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیست انسان جز زبان و گفتگو.

کوتوال  (اشعار احمدیزدانی)

بنام خدا


تنگه ی واشی ام و گـــــردنه ی حیـــرانم

مستی نیمه شب و ذِکرِ سحـــرگاهــــانم

ناز دنیـــای بنـــــانم ، هنــــر فـــــرشچیان

شعــــر پروین و فـــــروغم، قــــدح قوچانم

غــــزل حافظــــــم و مثنـــــــوی مـــــولانا

تخت جمشیدم و چون گوشه ای از ایرانم

می خوری باده فروشم ، دل عاشق دارم

بنده ای منتظــــرم ، کـــولی سرگـــردانم

برج میـــلاد نگاهـــم به جهان انسانیست

کــــوتوالـــم من و از خِطّه ی کـــوهستانم

احمدیزدانی(کوتوال)

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اربعین» ثبت شده است

اربعین

  • احمد یزدانی

قسمت

  • احمد یزدانی

گردنه ی واشی

صف کشیدند روبرو بدکارها

عقرب جرّاره و کفتارها

اژدهای هفت سرهم دیده شد

داعش و تکفیریان و مارها

اینطرف اهلِ تشیّع ، اهل دین

رادمردان و زنان مسلمین

از دگرادیان بزرگان آمدند

حولِ وحدت ،در مدار اربعین

کربلا در انتظار گل نشست

میزبان در خانه با سنبل نشست

فرشِ گل شد پهن در هر زیرِپا

در دلِ هرخانه یک بلبل نشست

صف به صف گُردان پیاده راهوار

آمدند از هر کرانه یا کنار

عاشقان هم میرسند از گردِ راه

شیعه دارد از حسینش اعتبار

حضرتِ عبّاس و یاران شادمان

عشقِ عاشوراست در روح و روان

بر زمین نورِ خدا پاشیده اند

فخر دارد عرش بر این بندگان

مات شد دنیا ، سرِ جایش نشست

چشمِ شورَش برجهانِ شیعه بست

یکنفرهم از خبر چیزی نگفت

چند رکورد هم از گینِس درهم شکست

حضرتِ صاحب تماشا میکند

چهره اش را خنده زیبا میکند

رهبری شاد از خروش شیعیان

با ولایت شیعه غوغا میکند

احمدیزدانی

کوتوال

  • احمد یزدانی

حضرت آقای زکزاکی ، بزرگِ شیعیان

رهروِ راهِ حسین و چون بلالِ این زمان

عرضِ تبریک شهادتهای فرزندان به تو

ای چریک نیجر ای آزاده ای سروِ چمان

از همان ساعت که گفتند از شما عاشق شدم

عاشقت هستم من ای الگوی آفریقائیان

نیجریّه با ملائک همنشینی میکند

عاشقان را عشق میسازد چنان افلاکیان

حاکمِ دلهای همکیشانِ خود هستی شما

نه فقط حاکم به زالیا و یا چون مثل آن

در تمام عالم اسلام چشمان سوی توست

دستها در هر کران بهر دعا در آسمان

شیعیان را آبرو هستی تو ای والامقام

دوستان با دشمنان هردو برایت نگران

دوست ناراحت از اینکه نیست همراه شما

دشمنان از بهر نابودی تو بسته میان

بیست و پنج میلیون نفر اهلِ تشیّع از شما

بیست و پنج میلیون دژِ مستحکم و آتشفشان

گرچه مرگ و زندگی دست خداوند است و بس

در دعا هم دیده ایم دست خداوند جهان

رو بخالق از برای سینه ی تنگت عزیز

ما دعا کرده که تا سختی شود آب روان

این دو روز عمر پایان میپذیرد ، روح تو

در ابوجا ،زانیا ، کانو شود نبض زمان

اربعین از شیعیان نیجری خوشنود بود

کربلا با دست خود میداد یارانت نشان

من که میدانم شما تاوان ایمان داده اید

اجر این تاوان فقط در دست یزدان جهان

میشود در پهنه ی عالم عدالت مستقر

آفرینش نیست کامل زیر بار ظالمان

احمدیزدانی

کوتوال

 

  • احمد یزدانی