کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیستم ابر که با گریه کنم تُرش رُخم****چشمه ام ،با دلِ صاف و لبِ خندان گریم .(احمدیزدانی)

کوتوال (اشعار احمدیزدانی)

نیستم ابر که با گریه کنم تُرش رُخم****چشمه ام ،با دلِ صاف و لبِ خندان گریم .(احمدیزدانی)

کوتوال  (اشعار احمدیزدانی)

بنام خدا


تنگه ی واشی ام و گـــــردنه ی حیـــرانم

مستی نیمه شب و ذِکرِ سحـــرگاهــــانم

ناز دنیـــای بنـــــانم ، هنــــر فـــــرشچیان

شعــــر پروین و فـــــروغم، قــــدح قوچانم

غــــزل حافظــــــم و مثنـــــــوی مـــــولانا

تخت جمشیدم و چون گوشه ای از ایرانم

می خوری باده فروشم ، دل عاشق دارم

بنده ای منتظــــرم ، کـــولی سرگـــردانم

برج میـــلاد نگاهـــم به جهان انسانیست

کــــوتوالـــم من و از خِطّه ی کـــوهستانم

احمدیزدانی(کوتوال)

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ملائک» ثبت شده است

حضرت آقای زکزاکی ، بزرگِ شیعیان

رهروِ راهِ حسین و چون بلالِ این زمان

عرضِ تبریک شهادتهای فرزندان به تو

ای چریک نیجر ای آزاده ای سروِ چمان

از همان ساعت که گفتند از شما عاشق شدم

عاشقت هستم من ای الگوی آفریقائیان

نیجریّه با ملائک همنشینی میکند

عاشقان را عشق میسازد چنان افلاکیان

حاکمِ دلهای همکیشانِ خود هستی شما

نه فقط حاکم به زالیا و یا چون مثل آن

در تمام عالم اسلام چشمان سوی توست

دستها در هر کران بهر دعا در آسمان

شیعیان را آبرو هستی تو ای والامقام

دوستان با دشمنان هردو برایت نگران

دوست ناراحت از اینکه نیست همراه شما

دشمنان از بهر نابودی تو بسته میان

بیست و پنج میلیون نفر اهلِ تشیّع از شما

بیست و پنج میلیون دژِ مستحکم و آتشفشان

گرچه مرگ و زندگی دست خداوند است و بس

در دعا هم دیده ایم دست خداوند جهان

رو بخالق از برای سینه ی تنگت عزیز

ما دعا کرده که تا سختی شود آب روان

این دو روز عمر پایان میپذیرد ، روح تو

در ابوجا ،زانیا ، کانو شود نبض زمان

اربعین از شیعیان نیجری خوشنود بود

کربلا با دست خود میداد یارانت نشان

من که میدانم شما تاوان ایمان داده اید

اجر این تاوان فقط در دست یزدان جهان

میشود در پهنه ی عالم عدالت مستقر

آفرینش نیست کامل زیر بار ظالمان

احمدیزدانی

کوتوال

 

  • احمد یزدانی

صفـی کــوچک بقدر عالمی برپاست در صحرا

مــــلائک حاضـــرند آنجــا ، پِیَمبر ناظـــرِ آنها

صف دیگــــر صـــف کینــــه برای لــذّت دنیـــا

اسیر پایکــــوبی هـــا ،هـــزاران سینه ی خارا

تمـــــامِ آیه هــــای معــــرفت نازل ولـــی باطل

فقط حرف یزید است آن میــــانه لازم الاجـــرا

بلا در نینـــــوا بارید بر دشـــتِ شقـــایق هــــا

جــــوانانِ بنـــی هــــاشـم نشان دادند گوهر را

اگرچه تشنگی غالب وَ مــی سوزد حرم در آن

ولی عبّاس سیراب است از خون دل زهرا(س)

به زیــر پــای اسبــــان برده ابدانِ مطهّــــر را

وَ زینب ماندو یک دنیـــا ستم ، پیغام عاشورا

میــان راه و کاخِ شام با عیسی دَمَــش ایشان

بهم زد نقشه ها را کرد عـــاشورا جهـــان آرا

  • احمد یزدانی

 

روزگـــار تابــــش  نــور آمـــده

دورۀ بــرچیـــــــدن زور آمــــده

روزگار پرتو گلــــدستـه اســــت

بر ملائک مسجدی دلبسته است

دورۀ جمع وجماعت ،وقــت نور

دورۀ گلواژه های شعرو شــــور

ازدحـــامِ خیـــل عــاشق را ببین

رویش نســـل شقـــــایق را ببین

همرهی کن با مـــــرام شیعه ها

کــن سفـــر بالاتر از اندیشـه ها

احمدیزدانی

 

  • احمد یزدانی