اشعار احمد یزدانی

شعله ورم باقیم ، سرد شوم نیستم

اشعار احمد یزدانی

شعله ورم باقیم ، سرد شوم نیستم

اشعار احمد یزدانی

متفاوت هستم ، احمد یزدانی
با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانی
اهل شعر و واژه ، جمله را میکاوم
گاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانی
جنس من از هجرت ،ره سپردن کارم
عاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانی
مثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائم
گریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانی
ساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکل
خاطراتی روشن ؛ سختی و آسانی
ایده آلم قُلّه ، رو به آنجا راهی
ظاهرم آرام است ،سینه ام طوفانی
میکنم با شعرم ؛ رو به فردا پرواز
هاله ای از احساس ؛ مثبت و نورانی
عاشقِ زیبائی ، مثل گل ،آزادی
نا امیدی محکوم ، کردمش زندانی .
(من احمد یزدانی و دبیر انجمن ادبی کوتوال هستم )

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱۶ مطلب با موضوع «صوتی» ثبت شده است

 

برای استفاده از فایل صوتی کمی حوصله کنید

  • احمد یزدانی

 

ت

  • احمد یزدانی

 

 

  • احمد یزدانی

  وطن ، ای سروِ سبزِ بستان تو

          ای گلستانِ در گلستان ، تو

             مهدِ کوروش و داریوشِ بزرگ

                  مثلِ کوهی به جات استاده

 

اوّلین نقطه ی حضورِ بشر

    مهدِ خیرو همیشه بد با شر

        ای موحّد وَ مهد پاکی ها

          هرچه خوبیست ازتو شد زاده

 

ای قدمگاهِ پاکِ معصومان

    حافظت معجز جهان قرآن

           خاکِ پاکِ امامِ هشتمِ ما

                 شاهِ والاتبارو شاهزاده

 

نقطه ی اوجِ روزگارم ، تو

   قلبِ من ، عشقِ من ، شعارم تو

         سربلندو نجیب و زیبائی

            ریشه داری تو چون بزرگزاده

 

وطن از رنجِ تو فغان دارم

      قصدِ تحقیرِ دشمنان دارم

           بی تو دنیاست آخرِ دنیا

               همه ی مردمِ تو ، دلداده

 

در جهانی که هست چون زندان

    حکمرانی کند در آن شیطان

            تو فقط مستقلّ و آزادی

                   بهرِ آزادگان توئی جاده

 

روم و یونان به زیرِ پاهایت

    روس و عثمان و کشمکشهایت

           جنگهایت دفاع و پیروزی

                     رِندهایت برایت آماده

 

برده ای رنجهایِ دوران را

    خورده ای زخمهای شاهان را

             شیطنت های انگلستان را

              از تو وحشتزده ، پدرخوانده

 

چارسویِ تو چار دنیا هست

     عالمی را به تو نظرها هست

             دوربادا نگاهِ بد از تو

                 جام دنیا وَ تو در آن باده

 

یک جهان است و دشمنی باتو

     جمعشان جمع در بدی با تو

        خالق است آنکه حفظ می دارد

                       اقتدارِ تو را خدا داده

 

پاره کردند عهدو پیمان ها

     کرده برپا عجیب طوفان ها

           ای تو دنیائی از وفاداری

              هرکه بد کرد با تو ، افتاده

 

جمع هستند دشمنان باهم

     فتنه ها کرده اند بدان باهم

        غافل از وحدتت ، نمی دانند

          خون دهند مردمت به تو ساده

#احمد_یزدانی 

#بنیاد_امام_جواد_ع 

@ahmadyazdany

 

  • احمد یزدانی

استدعا دارم برای استفاده از فایل صوتی کمی حوصله نشان دهید 

روزیم شد کربلا در اربعین ،الّله واکبر

قسمتم دیدار ارباب است و سرداران دیگر

اهل بیت و یاورانِ روزِ عاشورای آقا

حضرت مولا که بوده با رسول همچون برادر

مانده ام آنجا چه بایستی بگویم ؟یا نگویم؟

میشود در کربلا بود و ننالید از ستمگر؟

از حسین ابن علی خون خدا باید نگویم؟

من نگویم از علمدارِ سپاه ماهِ منوّر ؟

از جناح چپ حبیب ابن مظاهر من نگویم؟

من نگویم از شهید واقعه قیسِ مُسَهّر؟

از علی اصغر نگویم؟از علی اکبر نگویم؟

لب فروبندم به زینب اختر تابان حیدر؟

من نگویم از خرابه؟ من نگویم از رقیّه؟

من نگویم از ظُهیرو از بُریرو عون و جعفر؟

از دودست حضرت عبّاس نیک اختر نگویم؟

من نگویم از تلاوت ؟بوریا و نیزه و سر؟

من نگویم از ستم؟ از عاملین آن به عالم؟

من نگویم از امامم حضرت سجّاد افسر؟

من نگویم لعن و نفرین بر یزیدو دوستانش؟

من نگویم از ستمکاران بازیچه و خودسر؟

شِمرِ قاتل خولیِ رذل و حصینِ لاابالی

لعن و نفرین بر کثیر و بر سنان تا روز محشر؟

شیعیان هرگز نمی بندند چشمان را به ظالم

زنده هستم ،مینویسم. زشت و زیبا را به دفتر

کربلا هرلحظه برپا هست و عاشورا در آنست

نیست ساکت هرکه دارد گوهر ایمان و باور.

احمد یزدانی

 

 

  • احمد یزدانی

استدعا میشود برای استفاده از فایل صوتی طمانینه داشته باشید و 

عجله نکنید

از آغاز هرچه دیدم در علی مرتضی دیدم

علی جان ، من شما را دست عدل کبریا دیدم

شما را بوی گل ،چون اشک شبنم ،رقصِ پای آب

شما را همنفس با ذات اقدس در حَرا دیدم

تو را رُکن یَمانی در کنار چشمه ی زمزم

تورا در هرصدا تا ماسوای رَبّنا دیدم

به مهرت بسته ام دل در امید بخششت هستم

تو را واضح وَ روشن در میان هَل اَتی دیدم

تورا مولود کعبه ، جانِ کَرّمنا بنی آدم

تورا مفهوم شیدائی وَ تا قالوبَلا دیدم

تورا آرامش دلها ،تورا بر عاشقان مولا

جهان را بحر هستی و شما را ناخدا دیدم

میان کفرو دین در اتّهامم من ، نمیدانم

خدا را در شما یا من شما را در خدا دیدم؟

#احمد_یزدانی 

@ahmadyazdany

 

  • احمد یزدانی

 

دل داده ی مردمم و از آن شادم

در سینه ی خود از عشقشان آبادم

جز مهر و محبّت خلایق عشقی

ارزانی من نکرده است استادم

                           (برای شنیدن فایل صوتی کمی حوصله 

لازم است )

 

  • احمد یزدانی

 

 

  • احمد یزدانی

 

 

  • احمد یزدانی

 

 

  • احمد یزدانی