مهر تو به زخم سینه مرهم باشد
لبخند تو آبروی عالم باشد
هرکس به تو رو کند تو او را کافی
شکر تو به صد زبان کنم کم باشد .
- ۰ نظر
- ۲۸ بهمن ۰۴ ، ۱۸:۲۹
مهر تو به زخم سینه مرهم باشد
لبخند تو آبروی عالم باشد
هرکس به تو رو کند تو او را کافی
شکر تو به صد زبان کنم کم باشد .
زندگی مزرعه ای بوده که دارد هر تن
هرچه را کِشته در آن میشود او را خرمن
بسکه شیرین و تماشائی و زیبا باشد
همگی طالب آن بوده ، زرنگ و کودن
هرکسی کرده تفکّر به بیقین میبیند
جز بدو خوب نماند به جهان از هر تن
قاضی زندگی مردم دیگر بی شک
جز پشیمانی و حسرت نبرد از گلشن
روشنائی ز وجودی که بتابد پیداست
تیره بودن که هنر نیست به آن نازیدن
عاقل هستی و برای تو اشارت کافیست
جز عملکرد تو حاصل ندهد جان حتماً
آنچه را شرط وفا بود بیانش کردم
میتوانی نپذیری و نخوانی از من .
کافیست ، چقدر عزا عزا فرمودی
در گور فرستاده رها فرمودی
هستی نه فقط برای مردن باشد
دستور نشاط ما خدا فرمودی .