اشعار احمد یزدانی

من بی حضور تو ای عشق شک نکن ، هستم چو کشتی در گِل نشسته ای

اشعار احمد یزدانی

من بی حضور تو ای عشق شک نکن ، هستم چو کشتی در گِل نشسته ای

اشعار احمد یزدانی

من که نفهمیده ام کیستم و چیستم
گرچه تمامی عمر سوختم و زیستم
آتش جانم به من گفت ببین سرخیم
شعله ورم باقیم سرد شوم نیستم .

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان
چهارشنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، ۰۹:۳۵ ب.ظ

نبوده راه گذر ، بی گذر به آب زدند

نبوده راه گذر ، بی گذر به آب زدند
به روی رنج وطن دیده را به خواب زدند
برای غارت اموال مردم در بند
خرافه را گره بر آیه های ناب زدند
نشسته بر سر گور خرد و منطق را
به آتش دل اهل نظر کباب زدند .

  • احمد یزدانی

آیه

بی گذر

خرافه

ناب

کباب

گذر

نظرات  (۱)

  • بهرام بهرامی حصاری
  • زیبا بود. ممنون بابت پست قشنگت.