خیال شهر ناراحت ، گذرها سرد و مسدود است اجاق سینه خاموش و فضای ذهن پر دود است زبان نیشدار دشمنان در چندشش غرق است سخن گفتن به پچ پچ گفتگوهابغض آلود است نگاه شهر غرق بیکسی ، کس ها گرفتارند بجز غم مردم از حسرت سرشکی را نمی بارند خبر آبستن ترساندن است و دیرها زود است غم چشم عزیزان بر عزیزان دردآلود است زمان مرگ و میر دسته جمعی زنده شد از نو همه ترسیده مخفی کرده او از من و من از تو پرستاران و دکترها به استقبال مرگ خود نگاه خانواده بر عزیزانش غم آلود است سخن ها از سر یأس است و استیصال ودلسردی رواج ناامیدی خنجری بر قامت مردی هدف نابودی فریاد عزّتمندی کشور کرونا قاصد شیطان و مهمانی که مطرود است نرفت از یاد ملّت جنگ دوّم مرگ و بیماری نگاه انگلستان و خیانتهای تکراری همه پشت همیم و شادی و غمهای ما باهم یکی هستیم و این بودن به ما از هر نظر سود است در این هنگامه ی درد و عذاب و سختی و محنت عیار ملّتی روشن شود در کوره ی همّت نباشد راه حلّی جز خردمندی در این بحران فقط امّید را یارای فتح کاخ نمرود است . #احمد_یزدانی